وب سایت هف شنبه

  امروز سه شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۶

نرم افزارهای هف شنبه


مدیریت فروش، تعمیرات و حسابداری فروشگاه موبایل نسیممدیریت فروش، تعمیرات و حسابداری فروشگاه موبایل نسیم
نرم افزار مدیریت پایگاه بسیج طریق نسخه 4.0.0.192نرم افزار مدیریت پایگاه بسیج طریق نسخه 4.0.0.192
دانلود نرم افزار فست فود، رستوران و کافی شاپ «یانار» نسخه 4.0.1.207دانلود نرم افزار فست فود، رستوران و کافی شاپ «یانار» نسخه 4.0.1.207
حقوق و دستمزد نسیم نسخه 3.0.0.128حقوق و دستمزد نسیم نسخه 3.0.0.128
نرم افزار مدیریت کتابخانه نسیم نسخه 2.4.8.58نرم افزار مدیریت کتابخانه نسیم نسخه 2.4.8.58
فروش، حسابداری و صدور فاکتور نسیم نسخه 3.11.0.176فروش، حسابداری و صدور فاکتور نسیم نسخه 3.11.0.176

۱۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «استاد شهریار» ثبت شده است



پر می زند مرغ دلم با یاد آذربایجان

خوش باد وقت مردم آزاد آذربایجان

دیریست دور از دامن مهرش مرا افسرده دل

باز ای عزیزان زنده­ ام، با یاد آذربایجان



پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می‎کند
بلبل شوقم هوای نغمه‎خوانی می‎کند

همتم تا می‎رود ساز غزل گیرد به دست
طاقتم اظهار عجز و ناتوانی می‎کند

بلبلی در سینه می‎نالد هنوزم کاین چمن
با خزان هم آشتی و گل‎فشانی می‎کند



علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را / که به ماسوا فکندی همه سایه‌ی هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین / به علی شناختم به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند / چو علی گرفته باشد سر چشمه‌ی بقا را

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ / به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را



«حسینه یرلر آغلار گویلر آغلار

بتول و مرتضی، پیغمبر آغلار»

حسینـون نوحـه‌سین «دلـریش» یازاندا

مسلمـان سهلدیـر کــه کافـر آغـلار



یا علی نام تو بردم نه غمی ماند و نه همّی، بـابـی انـت و امـّی
گوئیا هیچ نه همی به دلم بوده نه غمّی، بـابـی انـت و امّـی
تو که از مرگ و حیات این همه فخری و مبـاهات، علی ای قبله حاجات
گوئی آن دزد شقی، تیغ نیالوده به سمّــی، بـابـی انـت و امّـی



رهی از نوای نایم بزن و هوای نایی
که دمی چو نی بنالم به نوای بینوایی

به همان فریب طفلی طرب جوانی از من
به چه جادویی جُدا شُد که امان از این جُدایی



دلی شکسته و چنگی گسسته گیســـــویم
ولی به زخمــــــــــه غیبی هنوز می مویم
خمیـــــــــده تاکم و آشفتـــــه بیــد مجنونی
که سرنـــگون و سرافکنـــده بر لب جویم



دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت
شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهت

در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست
اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت



حیدربابا نام کوهى در زادگاه استاد محمد حسین بهجتى تبریزى ملقب به شهریار است . منظومة «حیدربابایه سلام» نخستین بار در سال ١٣٣٢ منتشر شد و از آن زمان تا کنون به زبانهاى مختلفى ترجمه شده است. حیدربابا سندى زنده است، و پرده اى رنگین و برجسته از زندگى در روستا را نشان میدهد. مضمون اغلب بندهاى آن شایستة ترسیم و نقاشى است زیرا از طبیعت جاندار سرچشمه مى گیرد. قلب پاک و انسان دوستِ شهریار بر صحنه ها نور مى ریزد و خوانندگان شعرش را به گذشته هاى دور میبرد . نیمى از این منظومه نامنامه و یادواره است که شاعر در آن از خویشان وآشنایان و مردم زادگاه خود و حتى چشمه ها و زمینها و صخره هاى اطراف خشگناب نام میبرد و هر یک را در شعر خود جاودانگى مى بخشد.



ســـن یاریمین قاصدی سـن ایلش ســنه چای دئمیشم

خـیالینی گوندریب دیــــر بسکی من آخ- وای دئمیشم

آخ! گئجه لَر یاتمامیشام من سنه لای- لای دئمیشم

صفحات سایت
حمایت میکنیم